على محمدى خراسانى
130
شرح مكاسب (فارسى)
ناموس او خيانت خواهند كرد . « 1 » حديث پنجم : در روايت سعد اسكاف از امام باقر عليه السّلام مىخوانيم : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در بازار مدينه حركت مىكردند ، مرور كردند . بر طعامى [ كه براى بيع عرضه شده بود . ] به صاحب طعام فرمودند : عجب طعام طيّب و پاكيزهاى دارى ! ! خداوند به پيامبر صلى اللّه عليه و آله وحى نمود : دست خود را در ميان اين طعام فرو ببر ، آن حضرت صلى اللّه عليه و آله چنان كرد ، و از درون صبرهء طعام و گندم ، طعام ردّى و پستى را بيرون آورد . ] و بر حضرتش معلوم شد كه آن مرد ظاهرسازى كرده و ظاهرش چون بوذر و سلمان بود ولى باطنش مثل ابو سفيان بود . ] آنگاه به صاحب طعام فرمودند : تو را نمىبينم مگر در اين موقعيت كه جامع خيانت و غشّ بر مسلمين هستى « 2 » [ يعنى عزم بر خيانت و فريب دادن آنها دارى و مى خواهى بدين وسيله سر آنها را كلاه بگذارى . ] باز از اين حديث هم كه در مقام توبيخ و مذمت شخص غاشّ است ، حرمت غشّ استفاده مىشود . حديث ششم : در روايت موسى بن بكير [ و صحيح آن در كتب رجال بكر است ] از امام هفتم عليه السّلام مىخوانيم : مقدارى دينار در جلو حضرت روى زمين ريخته شده بود حضرتش يكى از آن دنانير را برداشته ، سپس آن را به دو نيمه كردند ، سپس به من فرمودند : اين شكستهها را درون بالوعة [ چاهى كه آبهاى كثيف داخل آن ريخته مىشود در مقابل بئر و كنيف ] بيافكن . سپس حضرت جملهاى فرمودند : حتى لا يباع بشيئى ، فيه غش « 3 » در اين جمله چهار احتمال متصور است :
--> ( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 209 باب 86 من ابواب ما يكتسب به حديث 7 ( 2 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 209 باب 86 من ابواب ما يكتسب به حديث 8 ( 3 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 209 باب 86 من ابواب ما يكتسب به حديث 5